تبليغاتX


Lilypie 2nd Birthday Ticker
مامان و بابای عاشق نیکان - عشق مامان تولدت مبارک
پارسال در همچین روزی خدا به من لطف کرد و بهترین و زیباترین هدیه ای را که تابحال گرفتم به من ارزونی داشت .

نیکان قشنگم در ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۵ ساعت ۸:۴۷ صبح با وزن ۳۲۵۰ و قد ۴۹ و دور سر ۳۷ به دنیا اومد با خودش کلی  عشق و صفا و شادی رابرای من و باباش و مامان جونها و بابا بزرگهاش به ارمغان اورد.

خدای بزرگ بخاطر اینهمه لطف و مهربونی که نسبت به این بنده گناهکار و حقیرت داری ممنونم و شکرگزار. خدای من نیکانم و به تو میپارم خودت مراقب همه بچه های کوچولو و پسر من باش و هیچ وقت هیچ مادری و با بچه اش امتحان نکن.

هیچ وقت یادم نمیره وقتی پسرکم و برام اوردن از شدت ذوق گریه میکردم باورم نمیشد این جیگر گوشه من باشه الان که یکسال گذشته هر روز عاشق تر از روز قبل میشم وقتی که خواب فقط نگاش میکنم.

باورم نمیشه یکسال گذشت اینقد برای من شیرین بود که گذر زمان و متوجه نشدم .از رو هم که نمیرم بازهم دلم بچه میخواد

خوب حالا از تولد نیکان بگم چون تولدش افتاد وسط هفته مجبور شدم ۵ شنبه قبل اهواز خونه مامانم اینها تولدش و بگیرم چون خونه شون بزرگتر البته تولد پیمان هم بود اما بمیرم فقط ۳ نفر بهش کادو دادن.

خلاصه شب قبل از تولد هم نیکان و بردم آتلیه چندتا عکس خوشگل ازش گرفتم ولی خیلی بی تابی کرد و خسته شده بود .

برای روز تولدش یه تابلو از عکسش آماده شده بود که اوردم و چند تا هم از عکسهای کوچک که اشانتیون دادم به مهمونها حالا همه ذوق کرده بودن و دعوا سر مدلهای عکسش خلاصه یه جوری همه رو راضی کردیم و گفتم براتون مدلهای دیگه هم میارم. این فسقلی کلی خرج گذاشت رو دستمون البته خودم دوست داشتم .کیکیش هم که سارا خواهرم سفارش داده بود اما وقتی رفتیم گرفتیمش اصلاْ اون چیزی نیود که ما میخواستیم ولی خوب بهرحال دیگه نمیشد کاریش کرد زیاد بد هم نبود خیلی خیلی خوش گذشت کلی هم کادو گیرش اومد من و پیمان یه دستبند دادیم بهش من هم به پیمان یه نیم سکه دادم و ۱۵۰ تومان پول و یه عروسک گنده و یه ماشین و یه استخر بادی و یه پلاک طلا کلی هم لباس فکر کنم تا سال دیگه بچه ام لباس داشته باشه اما متاسفانه دیگه من نمیتونم براش لباس بخرم چقدر بد شد.

.جای همه شما خالی بود خیلی دلم میخواست همه تون بودید ولی خوب همه شماها از من دورید و قابل دسترس نیستید .

چندتا عکس همراه با توضیح براتون میذارم . وسط تولد از آنجا که نیکان خیلی خوابش می اومد یه ۱ ساعتی خوابید .

مادر قربون پاپیونت بره الهی جیگر طلا. ببینید خاله  ریحانه موهام و چکار کرده با ژل تیغ تیغی اش کرده

نیکان مخولی و بابا پیمان

کیک تولد آقا نیکان تو رو خدا بفرمائید تعارف نکنید خیلی خوشمزه بود الان دلم خواستتتتتتتتتتتت

مامان ارام و نیکان و بابا پیمان مثلاْ در حال فوت کردن کیک ولی همه اش من و پیمان فوت کردیم نیکان بلد نبود فوت کنه اون کیک کوچولو اونوری هم مال پیمان

نیکان مخولی و سام کپلو

اینهمم عکس گل پسری که توی اتلیه گرفته بود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط ارام  |